روزگاری صاحب بهشت بودم و معشوقه ی خدای جهنم ...
و یا ملکه ای اشرافی بودم در درباری پرآوازه ...
بانوی موسیقی آسمان نهم ...
شاخه ای نرگس در گلدانی تنها گوشه ی گلخانه ...
زمان گذشت و من ...
دیگر نمی دانم که ام ، چه ام.
ذره ای نور ... رشته ای نازک ... یک جفت تیله ی نورانی ...
ادامه...
اون کسی که وقتی عاشق شد تمام کار و زندگیش رو ول کرد و رفت دنبال عشقش مجنون
خدابیامرز بود، این روزها کسی که ادعای عشق می کند انقدر درگیر کار و
زندگی میشه
بآ تمآمـ مـבآב رنگـے هآے בنیـآ!
بـﮧ هر زبـآنـے کـﮧ بـבآنـے یآ نـבآنـے!
خآلـے از تشبیـﮧ و استعآرهـ و ایهآمـ!
تنهآ یکــ جملــﮧ خوآهمـ نوشتــ:
בوستــ♥ــتـــ בآرمـ خآص تـریـن مخآطـب خآص בنیـآ...
من تو را نمی سرایم !..تو ...خودت در واژه ها می نشینی ..!خودت قلم را وسوسه می کنی !!و شعر را بیدار می کنی !! ...
روز های دور از تورا هرگز نخواهم شمرد تا بگوییم همین دیروز بود..... :(
یــک روز .. یــک جـایـی ..
بــه یـک هــوایــی بـــرمیـــگـردد !
همــیشه یـک چـــیـزی ، بـــرای ِ جــامــانــدن هــست !
حتّــی ؛
یــک خـــاطـــره !!!