
گفتم:خدایا دلم را ربودند!
گفت:پیش از من؟
گفتم:خدایا چقدر دوری؟
گفت:تو یا من؟
گفتم:خدایا تنهاترینم!
گفت:پس من؟
گفتم:خدایا کمک خواستم.
گفت:از غیر من؟
گفتم:خدایا دوستت دارم.
گفت:بیش از من؟
گفتم:خدایا انقدر نگو من!
گفت:من توام، تو من.







سال هاست رفته ای
و من
در پس کوچه های خاطراتت
گم شده ام !!
نمی آیی ؟
راه را نشانم بدهی ...
تـــاب ندارم
سخـــت است
با تــو هستند
جلوتـــر
با دیگری یا جوردیگری . !
سخت است
چه رنگین کمان نحســـــی
در ایــــن دنیاے مجازے
تــــلاشم بے فـــایده اســـت ...
هرچــــﮧ ڪلیــــڪ مے ڪــــنم
لــــمس دســــتان تـــــو نمےشود ...

نفس می کشم نبودنت را
نیستی ...
هوای بوی تنت را کرده ام
می دانی ؟؟؟
پیرهن جدایی ات بد جور به قامتم گشاد است
به همه ی عاشقان خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم !
گرمازده می شوم ... تو را کم دارم
سرما می خورم ... تو در خونم پایین آمدی
تو نیستی
آسمان بی معنیست...
حتی آسمان پر ستاره
وباران
مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد !!!
تو نیستی
و من چتر می خواهم ...
چه مصیبتی می شود وزش باد
دلم برای موهایت هم تنگ شده ...
هر چیزی که مرایاد تو و عشق من به تو می اندازد
در چشمانم لباس سیاه پوشیده ...
خودم را به هزار راه میزنم
به هزار کوچه
به هزار در
که نکند یاد آغوشت بیفتم ....!!!


یه عمری همه دنیارو گشتم...
به دنبال یه عشق صادقونه...
یه عشقی که بسازه دل رو از ما...
بشه تنها چراغ توی خونه...
یه عمری پی عشق بی هوس دویدم...
به دنبال یه عشق بی بهونه...
یه عشقی که بشه مرهم زخمام...
نشه بد تر نمک رو زخم کهنه...